تبلیغات
ترانه ی بهاری من
ترانه ی بهاری من
ارزش وصل نداند، مگر ازرده ی هجر / مانده اسوده بخسبد چو به منزل برسد 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
تا حالا عاشق شدین؟





سلام دوستای خوبم، ممنون که این چند وقت منو تحمل کردین!
ممنون که با نظراتتون خوشحالم می کردین!
ممنونم که بهم سر می زدید!
راستش یه مدتی نیستم! می رم که برای درس و کنکور خودمو اماده کنم! یعنی نه اینکه این چند وقت درس نخونده باشم!
نه، راستش دیگه نمی رسم سر بزنم! دیگه اساسی چسبیدم به کتابام!
احتمالا تا عید سال نو نیستم، اما ممکنه که برای بیست و دو بهمن یه پست بذارم ... ممکنه!
امیدوارم تو این چند وقت که نیستم وبلاگم رو تنها نذارید!

«««این پست ثابته و  از تون خواهش میکنم که فقط توی این پست نظر بدین! »»»

امیدوارم همیشه موفق باشید و هیچ چیز ارامشتونو بهم نزده باشه
یادتون باشه هیچ چیز ارزش ترسیدن نداره جز خدا

فعلا خداحافظ


دلم براتون تنگ میشه


پی نوشت 1: پیشاپیش رحلت پیامبر اکرم، شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، و امام رضا علیه السلام رو به همه مسلمانان و شیعیان تسلیت میگم!

پی نوشت 2 : راستی یادتون نره برام دعا کنید!






طبقه بندی: حرفای دل من،
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ بهار ]
سلام دوستای خوبم!
یه سلام مخصوص هم به مهسا خانوم گل که وبلاگم رو تنها نذاشته!
دلم برای همتون تنگ شده بود! اما خب باید با این شرایط کنار بیام، اگر که قبولی توی دانشگاه رو میخوام!!!!

فردا بیست و دوم بهمن ِ و سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران!
به همه ی بر و بچه های ایرونی این روز رو تبریک میگم، و از همه تون میخوام که در راه سرفرازی و پیشرفت کشورمون در تمامی عرصه ها به هم کمک کنیم تا ایران عزیزمون همواره در قله ی افتخار پابرجا بمونه و دنیا بفهمه که ایران و ایرانی کیه!
بیاییم راه شهریاری ها ، احمدی روشن ها و همه ی شهدای هسته ای ایران رو ادامه بدیم و به دشمنان کشورمون بفهمونیم هیچ وقت نمی تونن با ترور دانشمندان هسته ای ما تو دل ما ایرانی ها حتی لحظه ای ترس بیاندازن، چون ایرانی بیداره !

دوستای گلم این اپ شاید اخرین اپ من در سال 1390 باشه ( مطمئن نیستم )!
دلم برای همتون تنگ میشه!
راستی یادم رفت: ولادت با سعادت پیامبر ختمی مرتبت محمد مصطفی  صلی الله علیه  و اله  وسلم و  امام صادق علیه السلام را به همه ی شیعیان تبریک می گم!

دلم براتون تنگ میشه ، خوش و خرم باشین همیشه! هیچگاه ترس تو دلتون راه ندین!
خداحافظ تا عید!   



طبقه بندی: حرفای دل من،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ بهار ]
من در این تاریکی
 فکر یک بره یروشن هستم
که بیاید علف خستگیم را بچرد

من در این تاریکی
امتداد تر بازوهایم را
زیر بارانی می بینم
که دعاهای نخستین بشر را تر کرد.

من در این تاریکی
در گشودم به چمن های قدیم،
به طلایی هایی، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم.

من در این تاریکی
ریشه ها را دیدم
و برای بته ی نورس مرگ، اب را معنی کردم.


برچسب ها: شعری از سهراب سپهری، سهراب، شاعر اب و ایینه، از سبز به سبز، تاریکی،
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ بهار ]
خدای من، همدم روزای تنهایی، دیگه خجالت می کشم صدات کنم! دیگه می ترسم صدات کنم!
انقدر صدات کردم و اجابت کردی که دیگه راستش ازت خجالت می کشم...
اما تو دوست داری که بنده هات صدات کنن و خواهش کنن و تو هم اجابت کنی!
نبض عشقت تو تمام رگهای بدنم میزنه و هیچ وقت نمی ایسته!
حتی اگه بمیرم... چون نبض عشقت تو رگهای جسمم نمیزنه که با نابودی اون از بین بره، تو تمام رگ و پی های روحم داره میزه... به خاطر همینه که میگم هیچوقت نمی ایسته!
خداجونم، خدای مهربونم! خدای خوبی که هیچ وقت تنهام نذاشتی... حتی وقتی که داشتم راهو کج میرفتم هم بدادم رسیدی، خدایا وقتی(...) رو می بینم که هنوزم راهشو کج میره به خودم میگم وای بهار خدا چقدر دوستت داشت که از همون اول راه برت گردوند و نذاشت همونطوری بیراهه رو بری!
دوستت دارم تنها مهربون دنیا!
دوست دارم تنها ارحم الراحمین دنیا!
خدایا ازت میخوام پشت و پناهم باشی همیشه یاریم کنی!
فقط و فقط اسم و یاد توئه که به قلبم ارامش میده!
« الا بذکرالله تطمئن القلوب»



طبقه بندی: حرفای دل من،
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ بهار ]
میدانم که خواندن را بهتر از همیشه می دانی...
 می خواهم بگویم
اکنون که نیستی همه برایم غریبه اند و اشنائیشان را به رخ بیگانگی ام می کشند، و من بی انکه اعتنایی کنم
به نرمی عبور یک قاصدک از سر انگشتان یک پونه ی وحشی، از کنارشان می گذرم.
 و با مهی از جنس نیاز پشت پنجره ای از نسل دلهای شکستنی با غروب یک انتظار سرخ؛ امدن دوباره ات را بر دیوار دلم نقاشی میکنم!
نمی دانم با چه زبانی باید بگویم که پروانه ی پریشان نگاهم هنوز زیر دین نیلوفری عطر مهربانی هایت است.
دلم میخواهد  برایت از کسی بگویم که در اوج تنهایی و غم یک احساس پر پر شده، چشم در نگاه عروس اسمان زمزمه می کرد...
درست مانند من که اکنون برای تو  می خوانم.
شاید نسیم بر شانه های افتاده اش که عبایی از جنس حرف های نگفته ی عطر  نیلوفران بر تن کرده؛ جنازه ی ارزوهای دست نیافته ام را برایت تشییع کند
و تو نیز همراه من لحظه ای به سوگواری بنشینی.
کاش برایت گفته بودم که نگاهم هنوز در پی ان دریای مواج، در نگاه همه ی ادمیان کنکاش می کند
تا شاید ان را بیابد...
کاش این را بدانی که من هنوز در جمع کردن خرده شیشه های دلم تعلل می کنم...
کاش بدانی که من هنوز هم با همان اشتیاق پیشین منتظر شنیدن گامهایت هستم!

شنیدن دوباره ی صدایت، برایم اکنون ارزویی ست که نمی دان ایا محال است یا ممکن؟
بیا تا دوباره با امدنت، گلدانهای اطلسی را از خواب بیدار کنم، بیا  تا با امدنت مسیر پرواز کبوتر ها به سوی خانه ی من تغییر یابد!
بیا تا دل با حضورت ارام گیرد و روح خسته ام با امدن تو اسوده این دنیا را ترک گوید!




طبقه بندی: حرفای دل من،
برچسب ها: ای کاش، نیستی، بیا، عطر نیلوفر، پونه ی وحشی، متن عاشقانه، حرفای عاشقانه، ارزوهای عاشق،
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ بهار ]
 « السلام علی الحسین
 و علی علی بن الحسین
 و علی اولاد الحسین
 و علی اصحاب الحسین »

اربعین امام حسین علیه السلام رو به عموم مسلمانان و شیعیان  تسلیت عرض می کنم!
 دوستان فردا روز مقدسی ست، بیایید این روز را با گناهانی هر چند کوچک الوده نکینم! 
لااقل فردا رو دروغ نگیم، فردا حجابمون رو رعایت کنیم...کاری نکنیم که دل مهدی زهرا (عج) بشکنه!
ما که همیشه دلش رو میشکنیم، فردا اینکار رو نکنیم!
امیدوارم ...!




طبقه بندی: حرفای دل من، خاطرات من،
برچسب ها: اربعین، سخنی با دوستان، اربعین حسینی،
[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 12:43 ق.ظ ] [ بهار ]
وقتی تو نیستی
        تمام دنیا هم که جمع باشند
                انگار یک چیز دنیا کم است
                         آنقدر کم که
                             تمام هستی زیر سوال می رود




برچسب ها: نیستی، تمام دنیا، کم، انقدر کم، جمله ی عاشقانه، حرف عشقولانه،
[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 12:42 ق.ظ ] [ بهار ]
گفتم بهار
- خنده زد و گفت:
    « ای دریغ
 دیگر بهار رفته نمی اید
گفتم: « پرنده؟
گفت:
« اینجا پرنده نیست
« اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست
 گفتم:
« درون چشم تو دیگر...؟
گفت:
« دیگر نشان ز باده ی مستی دهنده نیست
« اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست       



طبقه بندی: شعر و ادبیات، حرفای دل من،
برچسب ها: حمید مصدق، شعری از جمید مصدق، گفتم، بهار، پرنده، شعر عاشقانه،
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ بهار ]
من تمنا کردم که
تو با من باشی
تو به من گفتی؟
                 - هرگز ، هرگز !
پاسخی سخت و درشت
 و مرا غصه ی این
                          هرگز، کشت!




طبقه بندی: حرفای دل من، شعر و ادبیات،
برچسب ها: حمید مصدق، شعری از حمید مصدق، هرگز، غصه،
[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 11:35 ب.ظ ] [ بهار ]
وقتی از تفرقه بر میگردی
تق تق گام تو بر سنگ چه اوای خوشی ست
کاش این امدنت
       تا ابدیت می رفت!




طبقه بندی: شعر و ادبیات،
برچسب ها: حمید مصدق، تا ابدیت، تفرقه، اوای خوش،
[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ بهار ]
دلم یک بغل شعر میخواهد

یک مشت آغوش آبی آستانت

باران ببارد

لبخند بزنی

نفس بکشم

زیر چتر تو



طبقه بندی: شعر و ادبیات، حرفای دل من،
[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 11:43 ب.ظ ] [ بهار ]
یعنی خیلی سخته که یه نظر بذارین؟!... هم پروازی ها خوندیدن و نظر نذاشتین؟؟ واقعا دلم شکست! حتی یه نفر هم نگفت که هم پروازی سلام! من هم باشگاه رو می شناسم! حالا یا نمی شناسین، یا می شناسین و دلتون نمیاد نظر بذارین!
خیله خب...اونایی که باشگاه رو از خیلی قبل می شناسین، یادتون باشه دل یه هم پروازی رو شکستین!


طبقه بندی: حرفای دل من، خاطرات من،
[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ بهار ]
این از چشمــــــ های من،

تیز و بینا !

این هم قلبـــــ َم

در تکاپو و تپنده؛

و چه ساده فریب َت می دهند !

آخــــــــ که چقدر دلـــ َم می سوزد

هنـوز نمیدانی

پیش از این دفن شده ام، ..

در چشمهای تو !



طبقه بندی: شعر و ادبیات، حرفای دل من،
[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ بهار ]
سلام! می خوام با یه دنیای جدید اشنا تون کنم! البته خودم تیرماه 89 بود که با این دنیا اشنا شدم، اما خوب بعضی مواقع به دلیل مشکلاتی یادم میرفت بهش سر بزنم! پیام نمای شبکه ی 2، صفحه ی 650!  «باشگاه پرواز»! خوب بعضیها که اشنا هستن، اما اونایی که اشنا نیستن حتما یه سر بزنن! خیلی جالبه! دوستای هم باشگاهیم اگه می خونین سلام! پیامک من هیچوقت درج نشد! اما من همیشه ( البته با فاکتور گیری از بعضی وقتها که موقعیتش جور نبود) پیام هاتون رو می خوندم از سوتی ها تون می خندیدم و از غصه ها تون نا راحت می شدم! ... راستی افتابگردون هم فرا موش نشه! مجله ی افتابگردون مخصوص نو جوون هاست و ادرسش: پیام نمای شبکه ی 2، صفحه ی 570! حتما بهش سر بزنین!
راستی دوستایی که از قبل ( قبل از اینکه من این پست رو بذارم) با باشگاه پرواز اشنا بودند، نظر بدین و اعلام عضویت کنین و بگین که چه زمانی و چطوری با باشگاه اشنا شدین! خواهشا بگین!!!!




طبقه بندی: حرفای دل من، خاطرات من،
[ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ بهار ]
هنوز عادت به تنهایی ندارم
باید هر جوریه طاقت بیارم
اسیرم بین عشق و بی خیالی
چه دنیای غریبی بی تو دارم
                                                     می ترسم توی تنهایی بمیرم
                                                     کمک کن تا دوباره جون بگیرم
                                                     یه وقتایی به من نزدیک تر شو
                                                     دارم حس میکنم از دست میرم
نمی ترسی ببینی برای دیدن تو
یه روز از درد دلتنگی بمیرم
تو که باشی کنارم میخوام دنیا نباشه
تو دستای تو ارامش بگیرم
 بگو سهم من از تو چی بوده غیر از این تب
کیو دارم به جز  تنهایی امشب
می خوام امشب بیفته به پای تو غرورم
نمی تونم ببینم از تو دورم
                                                        دارم تاوان دلتنگیمو میدم
                                                         کنار تو به ارامش رسیدم
                                                         بیا دنیامو زیباکن دوباره
                                                        خدایا از تو زیباتر ندیدم!
 
                                                        



طبقه بندی: حرفای دل من، شعر و ادبیات،
[ یکشنبه 11 دی 1390 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ بهار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

مرا عهدیست با ماهی
که ان ماه ان من باشد
مرا عهدیست با جانان
که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را
چو جان خویشتن دانم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروش بک لینک طراحی سایت