|
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : بهار
من شدم نی و تو شدی نیزن، مرا گذاشتی روی لبهایت و دمیدی. نفست كه توی تنم ریخت، هوا پر شد از موسیقی دوست. من شدم نی و تو شدی نیزن. اما فراموشم شد كه نی اگر خالی نباشد، نی نیست. پر شدم. دیگر برای تو جایی نمانده بود. مرا گذاشتی روی لبهایت و باز هم دمیدی؛ اما دیگر صدایی نیامد. فرشتهها گریستند و شیطان دور نیات رقصید. نوع مطلب : شعر و ادبیات، حرفای دل من، برچسب ها : درد دل با خدا، حرفایی با خدا،
پنجشنبه 10 آذر 1390 :: نویسنده : بهار
هزار و یك اسم داری و من از آن همه اسم «لطیف» را دوستتر دارم كه یاد ابر و ابریشم و عشق میافتم. خوب یادم هست از بهشت كه آمدم، تنم از نور بود و پَر و بالم از نسیم. بس كه لطیف بودم، توی مشت دنیا جا نمیشدم. اما ... نوع مطلب : حرفای دل من، شعر و ادبیات، برچسب ها : داستانهایی کوتاه از عرفان نظر اهاری، حرفهایی باخدا، درد دل با خدا، |
||